- Home
- ' beat ' word mean
معیار جستجو:
کلمه مورد جستجو:
پیدا شده: 8
beat
وقلب ، تپش ، ضربت موسیقی ، غلبه، پیشرفت ، زنش . :(vi. & vt.)تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن، :(n.)ضرب ، ضربان نبض|ضرب ، ضربان ، زمان عبور کلمه .
beaten
زده، کوبیده، چکش خورده، فرسوده ، مغلوب .
beater
کتک زننده، زننده، طبال .
beatific
سعادت آمیز ، فرخنده .
beatification
سعادت جاودانی ، آموزش ، عمل تبرک کردن .
beatify
سعادت جاودانی بخشیدن ، آمرزیدن ، مبارک خواندن .
beatitude
سعادت جاودانی ، برکت ، (م.ل.) خوشابحال .
beatnik
آدم ژولیده وشوریده ، متظاهر به هنروری .