انگلیسی آسان است

لغتنامه و آموزش انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی با معنا/مفهوم فارسی

English Language Symbol ISO639 1
to what end به چه منظور
You must hand it to him. باید به کارش ایولله گفت.
You make me ill with your speech. با صحبتهایت حالم را بهم میزنی.
I dare say به جرأت میتوانم بگویم…
Mind your eye. بپایید. ملتفت باشید.
Excuse me back. ببخشید پشتم به شماست.
upon my word به شرافتم سوگند
on my own account بهحساب خودم
He takes after his father. (قیافهاش) به پدرش رفته.
It is all the same to me. به حال من فرقی نمیکند….
It does not answer my purpose. بدرد من نمی خورد.
What is that to you? بهتو چه؟
Between you and me بین خودمان باشد.
It is not concern of mine. بهمن مربوط نیست.
Honesty is best policy. آدم خوشمعامله شریک مال مردم است.
I’m hanged if I know. / I’ll be hanged if I know. به هیچ وجه نمیدانم.
I am greatly honored. باعث افتخار من است.
Pick on someone your own size. برو با همقد خودت طرف بشو.
I take my hat off to you. /take my hat off to بابا ایوالله!
Don’t twist the lion’s tail. با دم شیر بازی نکن.
A widow’s mite. برگ سبزی است تحفهی درویش.
Let me gather my breath. بگذارید نفسم جا بیاید.
at the instance of برحسب تقاضای…
Mind your own business. سرت به کار خودت باشه. سرت تو لاک خودت باشه.
I am off color. بیحالم. بیحوصلهام.
Do good to others. به دیگران نیکی کنید.
Snap into it. بجنبید. زودباشید.
None of your sauce. بیادبی و پررویی موقوف.
The devil take him. بره به جهنم.
Clear out! برو گم شو!
For all I care. تا آنجا که به من مربوط می شود.
Go along with you/get lost! برو پی کارت!
Good show! بارک الله!
Go to the devil! برو به جهنم!
He is second to none. بالادست ندارد.
It looks to me…. بنظر من….
It is up to you. بسته به میل خودت است./هرطور میلتان است.
It was not for nothing that… بیخود نبود که…
Here’s to you. به سلامتی شما. (هنگام نوشیدن)
In a family way بی رودربایستی
Money doesn’t grow on trees. پول که علف خرس نیست.
It all depends. تا چه پیش آید.
To the best of my ability. تا جایی که در توان من است.
He is neck-deep in trouble. تا خرخره گرفتار مشکل است.
For the best of my knowledge… تا آنجا که من میدانم….
He robs his belly to cover his back. با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته.
Down this life. تف بر این زندگی.
While there is a while there is a hope. تا زندگی هست امید هست.
As far as the eye can reach. تا آنجا که چشم کار میکند.
Strike while the iron is hot. تا تنور گرم است نان را بچسبان.
Honesty is the best policy. صداقت بهترین سیاست است.
He is off the rails. توی باغ نیست.
Waste not, want not. نه خود خورد نه کس دهد، گنده کند به سگ دهد.
There is no smoke without fire. تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها.
This is only the beginning. تازه اولشه.
Spare the rod and spoil the child. تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر.
Knowledge is power. توانا بود هر که دانا بود.
Divide and rule. تفرقه بنداز و حکومت کن.
What is all about? جریان چیه؟
Control your tongue. جلوی زبونت رو بگیر.
Buzz off. بزن به چاک.
Help yourself. بفرمایید میل کنید. از خودتون پذیرایی کنید.
I am in a rather hole. بدجوری گیر کردم.
My pride was wounded. به غیرتم برخورد.
Wish nobody ill. بد هیچکس را نخواهید.
Cut your coat according to your cloth. پایت را به اندازهی گلیمت دراز کن.
Money talks. پول حلال مشکلات است.
Don’t involve me. پای مرا وسط نکشید.
He is on his last leg. پایش لب گور است.
I have no choice but… چارهای جز این ندارم.
What do I care! بیخیالش!
A fat chance چه خیال باطلی
What is there in it? چه نفعی دارد؟
Why were you feeding your eyes in the wedding party? چرا در مجلس عروسی داشتی چشمچرانی میکردی؟
The mills of God grind slowly. چوب خدا صدا ندارد.
How much do I owe you? چقدر به شما بدهکارم؟
What cheek! چه پررویی!
What is to do? چه باید کرد؟
Willy nilly / willy-nilly خواه ناخواه، چه بخواهی چه نخواهی
to turn on somebody با کسی چپ افتادن
cat’s eye بابا غوری
trust in God بابا غوری
have a go امتحان کردن
knock it off بس کن
You are reason حق با شماست
so long به امید دیدار
cheer you به سلامتی شما
in favor of طرفدار
Hard & fast مو لای درزش نمی رود
good news مژده
choosy-choosy مشکل پسند
just in case محض احتیاط
count against به ضرر کسی تمام شدن
Bitter pill to swallow حقیقت تلخ است
ungrateful بی چشم و ر

درباره زبان انگلیسی

English Language Symbol ISO639 1

زبان انگلیسی یکی از زبان‌های هندواروپایی از شاخهٔ ژرمنی است. خود شاخهٔ ژرمنی به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می‌شود و انگلیسی به ژرمنی غربی تعلق دارد. این زبان در انگلستان و جنوب شرقی اسکاتلند تکامل یافته‌است. از دیگر زبان‌های شاخه ژرمنی می‌توان به آلمانی، هلندی، دانمارکی، سوئدی و نروژی اشاره کرد. امروزه نزدیک به نیمی از مجموعه واژگان و دستور زبان انگلیسی از ریشهٔ ژرمنی است و نیم دیگر را وامواژه‌ها تشکیل می‌دهد. بیشتر این وام‌واژه‌ها از زبان‌های لاتین، فرانسوی، بخشی از یونانی و دیگر زبان‌ها وارد انگلیسی شده‌اند. زبان انگلیسی باستان شباهت بسیار زیادی به زبان آلمانی باستان داشته است چون انگلیسی زبان‌ها عمدتاً اقوام ژرمنی بودند که از آلمان وارد بریتانیا شدند و به نوعی زبان آلمانی را می‌توان مادر زبان انگلیسی دانست.
به دلیل تأثیر بالای نظامی، اقتصادی، علمی، سیاسی و فرهنگی بریتانیا بر جهان پس از سدهٔ هجدهم و تأثیر ایالات متحده آمریکا از سدهٔ بیستم میلادی به این سو، این زبان در سطح جهان گسترش یافته و به عنوان زبان دوم، زبان میانجی و زبان اداری در بسیاری نقاط جهان کاربرد پیدا کرده‌است.
زبان انگلیسی به عنوان زبان مادری در کشورهای انگلستان، آمریکا، کانادا، استرالیا، ایرلند، نیوزلند، آفریقای جنوبی، غنا و بسیاری کشورهای دیگر کاربرد دارد. انگلیسی امروزه از نظر تعداد گویشوَر، پس از چینی و اسپانیایی، سومین زبان جهان است[نیازمند منبع]. تعداد کسانی که زبان مادری‌شان انگلیسی است امروزه ۳۸۰ میلیون نفر است. انگلیسی در بسیاری از کشورها زبان میانجی است و مهم‌ترین زبان دنیا در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی، صنعتی، فرهنگی و علمی در روابط بین‌الملل به شمار می‌آید.

دستور زبان انگلیسی

دستور زبان انگلیسی به مجموعه قوانین و مقررات موجود در زبان انگلیسی که بین کلمات، جمله‌ها، گروه‌ها و شبه‌جمله‌ها حاکم است، اطلاق می‌گردد. به عنوان مثال طبقه‌بندی واژه‌ها به اسم، فعل، ضمیر، مفعول، فاعل، حرف اضافه، قید، وند و غیره جزء دستور زبان محسوب می‌گردد. دستور زبان انگلیسی؛ ساختار و سامانه زبان انگلیسی است. دستور زبان انگلیسی شامل زبان‌شناسی نحوی و ساخت‌شناسی واژگانی این زبان است. بسیاری بر این باور هستند دستور زبان یا گرامر انگلیسی شامل قوانین زبان انگلیسی است در صورتی که حقیقتاً هیچ زبانی شامل قانون نیست (به استثناء زبان اسپرانتو). زیرا قانون توسط عده‌ای وضع می‌شود ولی گرامر توسط هیچ کس وضع نشده است. زبان انگلیسی به مرور زمان تغییر کرده است. به تعریفی دیگر دستور زبان انگلیسی بازتابی از زبان انگلیسی در یک دوره مشخص است. گرامر زبان انگلیسی باعث می‌شود تا آموزندگان این زبان سریع تر و تاثیرگذارتر آن را بیاموزند. وقتی آموزندگان زبان انگلیسی؛ دستور زبان انگلیسی را بیاموزند، قادرند خیلی چیزها را خود درک کنند و از مراجعه به معلم و کتاب بی‌نیاز شوند.